کودکی با پای برهنه بر روی برف ها ایستاده بود و به ویترین فروشگاهی نگاه می کرد؛زنی در حال عبور او را دید، او را به داخل فروشگاه برد و برایش لباس و کفش خرید و گفت : مواظب خودت باش.

کودک پرسید : ببخشید خانم شما خدا هستید؟ زن لبخند زد و پاسخ داد : نه من فقط یکی از بنده های خدا هستم.

کودک گفت : می دانستم با او نسبتی داری ...!

/ 1 نظر / 5 بازدید
سیزده بدر

عالی بود.